« بدون شرح! | صفحه‌ی اصلی | ... »

June 19, 2007::سه شنبه 29 خرداد 86

دستهایم که پرازخستگی است...

دیروز
ـ هنوز تابستان نیامده٬ ولی آفتاب داغش هست٬ می‌سوزاند و می‌سوازند٬ صورتم که هیچ٬ دستهایم بیشتر سوخته‌اند٬ ناخن بلند و لاک زده به انگشتان سوخته شده نمی‌آید٬ مثل رنگ من به رنگ تو٬ مثل تو به من...
این روزها دستهایم را دوست ندارم.

امروز
ـ امسال هوا گرمتر شده٬ این را برگهای خشک گلدان پشت پنجره می‌گویند٬ تابستان هنوز نیامده٬ ولی آفتابش چرا٬ هنوز هم می‌سوازند٬ بیشتر از دیروز٬ بیشتر از هر سال... دستهایم امسال هم سوخته٬ شاید بیشتر از دیروز٬ سوختنش دیگر مهم نیست٬ رنگ سوخته‌اش را دوست دارم٬ به رنگ توست٬ به رنگ امروز.

دیروز و امروز:
هنوز هم ساکتم٬ کم حرف می‌زنم و بیشتر می‌خندم٬ خاصه روزهایی که بی‌‌شکلند٬ سکوتم را به دل نگیر٬ برای زنده ماندن گاهی باید سکوت کنی و رخ بپوشانی.

 دیروز: یزد ـ  ۳۱ خرداد ۱۳۸۳٬

امروز: اصفهان ـ ۲۹ خرداد٬ ۱۳۸۶ 

.

مطالب مرتبط

بیهوده دوره می‌کنم شب را، روز را و هنوز را

واگویه۷

ت مثل تو، ت مثل تابستان

یا سخن دانسته گو ...

خیانت!

عنوان ندارد!

سفرنامه

برای تقسیم لحظه!

بر قانون خویش!

سودای تلخ!

...!

واگویه ۶

آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟

واگویه 5!

مثل من، مثل تو!

آخ اگه بارون بزنه...

واگویه ۴

فقط برای ثبت لحظه...

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1354

نظرها

این پستت یه جورایی زنانگی داشت لابه لای واژه هاش...شاید هم زنانگی من غالب شد بر خطوط تو...سوختن زیر آفتاب را می دوستم...

تو خوبه روزهایت را میتوانی از هم تفکیک کنی من که همه روزهایم شبیه هم شده......

حس عجیب و جالبیه! حس سکوت! فقط فکر می کنم طولانی شدنش خیلی اذیت می کنه.
راستی شاید جنس سکوت حالا و قبل با هم فرق کنه. خیلی فرق داره.
خبر نداده بودی اینقدر اینجا به روز شده و من بی نصیب موندم. قبول نیست.
.................................................................................................

بی خبر نبوده فائزه عزیزم، تو گاهی بی خبرانه از کنار من رد می شوی
:)

معنی نظراتی را که در ارتفاع درد می نویسی نمی فهمم!
چرا؟!
...............................................................................................
متاسفانه من هم منظور پیام شما را نفهمیدم! نظر خودم را برای صاحب آن وبلاگ دوباره خواندم و نکته ی مبهم و مورد سوالی در آن ندیدم...

anghadar dir shodeam ke digar be garde paye khodam ham nemiresam

زیبا بود و دوست داشتنی. این ارتفاع درد را به گمانم سوء تفاهم شده است ما بین این دوستان.
بیخیال این حرفها متن دلچسبی بود. پاینده باشید.

سکوت خوب است خیلی خوب است

سلام ... به خیر گذشت ... بردم بالاخره ... متنت هم خیلی زیباست ... مثل همیشه قلمت کولاک میکنه ...مثل گرمای تابستان...

هنوزم ميام اينجا اما به روز نشده ها !!!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31