واگویه ۴
آدمهای درون تلویزیون ساکن نایستاده اند٬ گاهی نیمهی راست بدنشان پیچ میخورد٬ گاهی نیمهی چپ... صدای بلندی مدام میخواند dance for live و آدمهای درون قاب تلویزیون پیچ و تاب بدنشان بیشتر میشود٬ بیشتر و بیشتر...
من اما ایستادهام٬ ساکن و ساکت. شاید صدای موسیقی زندگی را نمیشنوم٬ شاید هم ریتم موسیقی زندگی٬ من را به رقص نمیآورد...
باید رقص کردن بیاموزم٬ با هر ریتمی از این ساز صد زنگ و گاه بد آهنگ زندگی...
نظرها
عزيز...
مي دوني پخش Dance for life از يك شبكه ايراني خيلي برام جذاب بود...
اما سكون و حركتشون نه !
Dance for life اسم يه سازمان جهانيه كه براي مبارزه با بيماري ايدز در جوانان رقص رو پيشنهاد داده و در حدود 87 كشور جهان كلاسهاي رقص برپا مي كنه.
اما تو ايران خيلياي ديگه هستن كه گربه رقصوني مي كنن !!!
به هر حال
ما آمديم شما تشريف نداشتيد
................................................................................................
چه جالب :)
اما این ترانه از شبکه های ایرانی پخش نمی شد... از اون طرف آب بود٬ یادم نیست دقیق کدوم شبکه... به هر حال ممنون از اطلاعاتت...
Posted by: وبلاگ آرتوميس | July 23, 2007 9:20 AM