« ... | صفحه‌ی اصلی | تو خود حدیث مفصل بخوان... »

July 1, 2007::یکشنبه 10 تیر 86

خیلی دور٬ خیلی نزدیک...

کسی می‌گفت: اين مردمی که سفر می‌روند برای نياز به دورتر رفتن است. دورتر از اينجايی که هستند...
:
اما٬ من که به سفر نرفته‌ام٬ پس چرا دورم٬ از هر چه اینجاست و نزدیکترم به هر چه آنجاست؟!

مطالب مرتبط

اهل آبادی در خواب...

هیچ...

نکند اندوهی برسد از سر کوه...

یا جام باده یا قصه کوتاه...

بدون شرح!

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1365

نظرها

الان يه حسي دارم كه حتي نمي تونم فريادش بزنم
لالموني گرفتم ...
اما موافقم

chera nemikhahad ke :)
......................................................
??
mikhahad, chera nakhahad? :)

همیشه باید رفت ...

با حسرتي از گذشته و با ذوقي از رويت مكتوب ، درود !

بله ... بر منکرش لعنت ... معلومه شما با بقیه فرق داری ... کلا استثنا یعنی مکتوب ...

خوبه كه آدم اينجايي باشه و هواي اونجا تو سرش!
نزديك باشه و دور
غايب و حاضر
اما من سفر نمي روم كه دور شوم
من سفر مي روم تا نزديكتر باشم به آنچه هست
به خودم
به....

من که جایی ندارم که ازش دور شم باید چی کار کنم .
شاید تو هم مثل من بدن جایی که همیشه دوری

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31