« عشق سگی | صفحه‌ی اصلی | يکشنبه »

August 21, 2007::سه شنبه 30 مرداد 86

یاد!

لیوان را بشکن.
رد لبهای من،
با هیچ معجزه ایی
پاک نمی شود.
:
لیوان را بشکن.


پ.ن ۱: این چند خط واگویه‌ی حال نیست، ولی به نظرم واگویه‌ی دیروز خواندن هم حال خودش را دارد!
پ.ن۲: یاد روزهایی که ترتیب لینک دوستان کنار این وبلاگ دائم عوض می شد بخیر! امروز فقط یاد دوستان مونده و خونه های متروکه شون

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2505

نظرها

دوباره یه پست تازه گذاشتی و موی منو آتیش زدن ...
به موقع اومدم
خیلی وقته که لینکهایی که دادمو تغییر ندادم
فکر نکنم کس دیگه ای به لیستم اضافه شه
همینجوری هم از اون لیست فقط سه یا چهارتا وبلاگه که همیشه می خونم و بقیه ش یا متروکه س یا یه عکس یادگاری گوشه ی تاقچه ش داره بهم لبخند می زنه
...
زندگی همینجوریاس
یه چیزی تو وبلاگ کوچیکم راجع به لیوان نوشته بودم ...
یادش بخیر.

ببخشیندا .... رد لبهای شوووما چه ربطی به لیوان داره که بشکنیش ...
والله ...
................................................................................................
اگه با لب رنگ شده لیوان به لب بگذاری اونوقت دیگه نمی گی چه ربطی داره! بعدشم یه بار دیگه بخون این چند خط را!!

گورستان وبلاگها هم عالمی دارد!

هر نوشته وزن داری که شعر نی آخه آبجی ... این شعرت خیلی بی معنیه ...
.........................................................................................
مگه من گفتم شعره؟ نوشتم این چند خط.. اگه هم که خوبتر نیگاه کنی می بینی که در دسته بندی شعر این پست قرار نگرفته...
تازه به نظر من این چند خط اصلا وزن هم نداره!

سلام
خیلی خوب بود زنده باشی وخانه آباد

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31