« یاد! | صفحه‌ی اصلی | ما انسانها! »

August 26, 2007::یکشنبه 4 شهریور 86

يکشنبه

که مي‌گويد که روزها باهم برابرند؟
من در يکشنبه‌ای* او را يافتم
.. و در دوشنبه‌ای او را گم کردم ..

هر دوشنبه که فرا مي‌رسيد .. آرزو مي‌کردم
که جهان در همان يکشنبه به پايان آمده بود...
و خورشيد ديگر روشني بخش دوشنبه نمي‌گشت

اما خورشيد از عشق من عظيم‌تر است
که اگر قرار بر شنيدن سخن عاشقان داشت ...
.... خيلي سال پيش مرگش فرا رسيده بود

عشق من رفته است
اما خورشيد من همچنان مي‌تابد

خورشيد همچنان مي‌درخشد:
... که روزها در پي آن آیند
روزهايي:
.... که در آن عشاق جوان ملاقات کنند
و شکرگزار باشند که:
... هنوز خورشيد هست
... و هنوز روز يکشنبه‌ای هست ...


ــــــــ
* يکشنبه روز خورشيد


پ.ن: شعر از ایشون 

مطالب مرتبط

...

و این منم...زنی تنها...

اگر تخم مرغها بشکند؟!!

Dancer in the dark

به روایت دوست!

خودشناسی در آینه مناسبات با دیگری

آن جای بهتر!

ما انسانها!

عشق سگی

پاسخی برای یک سوال

...

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2516

نظرها

عشق من شنبه اومد، 4شنبه رفت...

هنوز قضیه اون لیوانه برا من روشن نشده ها ... بالاخره شکست ؟
راستی این پینگ چیه ؟؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31