آخ اگه بارون بزنه...
بارانی که نمی بارد...
اشکی گوشهي چشم هم نمینشیند...
پاییز غم انگیزی ست.
« خودشناسی در آینه مناسبات با دیگری | صفحهی اصلی | مثل من، مثل تو! »
بارانی که نمی بارد...
اشکی گوشهي چشم هم نمینشیند...
پاییز غم انگیزی ست.
* بیهوده دوره میکنم شب را، روز را و هنوز را
* واگویه۷
* ت مثل تو، ت مثل تابستان
* یا سخن دانسته گو ...
* خیانت!
* عنوان ندارد!
* سفرنامه
* برای تقسیم لحظه!
* بر قانون خویش!
* سودای تلخ!
* ...!
* واگویه ۶
* آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟
* واگویه 5!
* مثل من، مثل تو!
* واگویه ۴
* فقط برای ثبت لحظه...
* دستهایم که پرازخستگی است...
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2695
نظرها
به درشتی سینه های دختر همسایمان
به شب ناله های مادرش
به کبودی پای چشم من
به هرزگی
به فیلم های مبتذل
جینگ، جینگ
به کاندوم
به کورتاژ
به قرص ها
به آلت
سلام
Posted by: babak | November 14, 2007 1:08 AM
سلام
با جابجایی کلمات این متن شعر بهتری بدست می آورید.
Posted by: مهدی پهلوان پور | November 15, 2007 2:49 AM
سلام
ما همواره مرهون الطاف شماییم و اگر نثری هم می نگاریم به دالگرمی نرگس های مکتوب است. سعی کردم در نثرما هم لطفتان را جبران کنم.یا حق!
ببخشید! شاد زی
Posted by: نثرما | November 15, 2007 11:29 AM
امیدی به این آسمان بی ستاره نیست...
Posted by: فراسوی نیک و بد | November 15, 2007 2:03 PM
توی این شهر شما که خبری از بارون نیست بابا :دی
Posted by: بی بی باران | November 16, 2007 12:12 AM
دستمریزاد... مرسی دوست خوب ومهربان
Posted by: Nima.A | November 16, 2007 1:59 AM
ترک می خورم که
شاید باقیمانده ات را بالا بیاورم
...
تو که نمی آیی
باران هم نمی بارد
Posted by: وبلاگ آرتومیس | November 17, 2007 6:51 PM
سلام نرگس عزیز. ممنون. من هم همینطور!
راستش اعتماد به بلاگرولینگ اختلال زیادی در رابطه های همسایگی گذاشته. الان می بینم که خیلی وقت است که اینجا نبودم. در عوض مطالب زیادی برای خواندن یافتم. روز خوش
Posted by: مانی | December 2, 2007 3:04 PM