واگویه 5!
ز غم تو زار زارم، هله تا تو شاد باشی؛
صنما در انتظارم، هله تا تو شاد باشی.
تو مرا چو خسته بینی، نظر خجسته بینی؛
دل و جان به غم سپارم، هله تا تو شاد باشی.
ز غم دل ام چه شادی، به جفا چه اوستادی؛
دم شاد برنیارم، هله تا تو شاد باشی.
صنما چو تیغ دشنه، تو به خون بنده تشنه؛
ز دو دیده خون ببارم، هله تا تو شاد باشی...
ز تو بخت و جاه دارم، دل تو نگاه دارم؛
صنما بر این قرارم، هله تا تو شاد باشی.
تویی جان این زمانه، تو نشسته پر بهانه؛
ز زمانه بر کنارم، هله تا تو شاد باشی.
تن و نفس تا نمیرد، دل و جان صفا نگیرد؛
همه این شده است کارم، هله تا تو شاد باشی..."
این غزل حضرت "مولانا" هم دوست داشتنیست هم خاطره انگیز...از دیشب تا الان هزارباره زمزمهاش کرده ام.
نظرها
چقدر خوبه که هرکاری بکنی تا یکی شاد باشه و شاد بمونه
...
شاد باش و شاد بمون
Posted by: مهدی | December 15, 2007 3:09 PM
این خاطره انگیر بودنش مشکوک بید ... اندکی اندیشناک شدیم ... :)
Posted by: دانیال | December 16, 2007 3:11 PM
اي زلف سركجت همه چين چين شكن شكن
مويت براي بستن دلها رسن رسن
.......
اين شعر قاآني شيرازي هم چند روز است كه افتاده است در دهان من و نميتوانم فراموشش كنم.
Posted by: ميثم | December 17, 2007 10:53 AM
یادش بخیر ... چه شبایی بود ... :)
.........................................................................
U know?!!!! ajab!
Posted by: دانیال | December 17, 2007 5:18 PM
این عناصری که خوشون هم کم مشکوک نیستن راست می گن هاااا،مشکوک بید;)
این هله تا تو شاد باشی ها هم خیلی حس رقص به آدم می ده هم یه کم دل آدمو می گیرونه.
Posted by: شیدا | December 18, 2007 10:55 AM
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . ..
Posted by: sahar | December 20, 2007 8:07 AM
باسلام وبلاگ زيبايي داري ميشه به من سر بزني و من رو لينك كني
باتشكر فراوان ازشما سيگورد
wwww.sigord.blogfa.com
Posted by: sigord | December 20, 2007 2:49 PM
به شیدا بگو من کجام مشکوکه آخه ؟؟؟؟؟؟ چرا ابرو بچه مردم رو می بره ... واااااااالله
Posted by: دانیال | December 20, 2007 3:18 PM
به این عنصر معلوم الحال بفرمایید شما کجات مشکوک نیست؟؟؟D:
در ضمن قربونت برم نگران چیزایی که نداری نباش;)
Posted by: شیدا | December 21, 2007 12:11 PM
سلام. ممنون از كي برد رنجه اي كه كرده بوديد!
حداقل انتظار داشتم اين دفعه در مورد خود مطلب اظهار نظري چيزي بكنيد كه خب لابد صلاح نبوده يا شايد هم حوصله اش!
Posted by: فردوس | December 23, 2007 6:18 PM
به اون عنصر کمبود الحال بفرمایید با جاهای مشکوک و غیر مشکوک ملت تو را چه کار ... عزیز دل برادر آخه ...
Posted by: دانیال | December 24, 2007 5:15 PM
عزیزم به این رفیق تابلوت(ترجمه معلوم الحال)بگو از حرف های ناموسی بپرهیزه که آتش جهنم بسی سوزان است
Posted by: شیدا | December 26, 2007 4:39 PM