« طرحی نو در اندازیم... | صفحه‌ی اصلی | اگر تخم مرغها بشکند؟!! »

February 6, 2008::چهارشنبه 17 بهمن 86

...!

برای آدمهای دوران پیری عمرم نگرانم... همنشینی با زنی که از دوران جوانی‌اش خاطره‌ایی جز سکوت ندارد!

مطالب مرتبط

بیهوده دوره می‌کنم شب را، روز را و هنوز را

واگویه۷

ت مثل تو، ت مثل تابستان

یا سخن دانسته گو ...

خیانت!

عنوان ندارد!

سفرنامه

برای تقسیم لحظه!

بر قانون خویش!

سودای تلخ!

واگویه ۶

آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟

واگویه 5!

مثل من، مثل تو!

آخ اگه بارون بزنه...

واگویه ۴

فقط برای ثبت لحظه...

دستهایم که پرازخستگی است...

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/3961

نظرها

قسم به عطر زن و قسم به پاکی دختران شرقی، سکوت سرشار از ناگفته هاست. دوست من، افسار از قلم برگیر بگذار سرکش بنویسد. سرکش و یاغی!

به آدمهای دوران پیری ات حسودی می کنم ... کاشکی منم اون موقع بودم !

چه جالب! من براي همين حالا هم نگرانم!

با این اوضاع احوال زندگی چندان امیدی به رسیدن به سن بالای 50 ندارم در مورد قالب اگه کسی رو پیدا کردی من رو هم باخبر کن

سلام
آدمهایی که می توانند در سکوت همنشین همدیگر باشند، همیشه مورد ستایش من بوده اند و عضویت در یک چنین گروهی باعث نگرانی نیست، باعث شادی است!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31