بر قانون خویش!
امروز و پیشترها را که پیش هم میگذارم و مقایسه میکنم اختلاف رفتاری نسبتا عمیقی در رفتارم میبینم. روزهایی در زندگیام بودهاند که نگرانی در مورد غیبت دوستانم یا مشکلات زندگی روزمرهشان آنچنان بیتابم میکرد که گاه گذار روزهای زندگی خودم فراموشم میشد، هر چند همیشه این نگرانی از سوی اطرافیانم به مهربانی تعبیر میشد ولی امروز، خودم این نگرانی را مهربانی نمیدانم و سعی میکنم کمتر پیگیر نگرانیهایی از این دست باشم.
تعبیر این تغییر حالت و رفتار نسبت به دیگران هنوز برای خودم هم روشن و واضح نیست ولی میدانم در پس این رفتار ، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران ننهفته است و چه بسا تمرینی باشد برای مثبت اندیشی به جریان زندگی!
هر چند وجود استثنا برای نگران شدن را انکار هم نمیکنم!

