(۱)
شنيديم در پطرزبورغ دولت روس محض خود نمايي بيست هزار قشون از قشون نمره اول روس در جلوي اعليحضرت همايوني مظفر الدين شاه قاجار سان داده بود يکي از ملتزمين مقرب درگاه که گويا امير بهادر جنگ بوده خدمت شهنشه شوکت قدر قدرت جم جاه ايران عرضه داشته بود:
من با پانصد سوار ابوابجمعي خودم همه اين بيست هزار نفر را شکست ميدهم. .
... خوري زياده کرده بود مردک. گذشت آن دوران که مي شد با ممالک و بلاد يوروپ و ينگه دنيا قياس کنيم خودمان را. مملکت را تعطيل کنيد دارالايتام باز کنيد.
.يا حق
"بيست و پنجم فروردين ماه سنه يکهزار و سيصد و هشتاد و پنج خورشيدي."
.........................................
(۲)
مرقوم فرموده بودید "دارالایتام"!
... اندکی تامل کردیم، این مملکت را چه به دارالایتام؟!
گمانمان بر این نمیرود که در دارالایتام کسی چشم به کاسهی دیگری بدوزد، همه چشمشان به کاسهی خود است که کی پر می شود، تا انبار کنند صدقههای این و آن را.
دارالایتام را ببندید، که اینجا خانهی دزدان و رهزنان است، گدا از گدا میدزدد، شاه از گدا!
"سیام فروردین ماه سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت شمسی، اصفهان"
الاحقر:مکتوب.
نام نویسنده مرقومهی اول محفوظ است.