افاضات ۲
تورقی در خاطرات احتشام السلطنه می نمودیم به این پاراغراف رسیدیم که :
« شاه ایران بر ملت و پارلمان یاغی شده و علیرغم سوگندهای مکرر و وثائق و تعهداتی که در حفظ و حراست قانون اساسی و رعایت حقوق ملت سپرده است، دست به کودتا زده و به کمک افسران روسی و پشت گرمی به حمایت دولت تزاری روسیه مجلس را به توپ بسته و وکلاء مردم و ارباب جراید و آزادیخواهان را به زنجیر کشیده و به شکنجه و آزار ایشان پرداخته، جمعی نفوس بی گناه را بر خلاف قانون و بدون محاکمه و توجه اتهام و اثبات تقصیر به دار مجازات آویخته اسة. با ارتکاب این اعمال جانیانه و خائنانه مذکور صلاحیت بقاء بر تخت سلطنت از شاه ایران سلب گردیده و محمد علی شاه، در حقیقت فردی یاغی و جنایتکار است و دیگر پادشاه قانونی ایران نیست بلکه عامل اجرای نقشه های بیگانه در ایران است...»
این تهفه تتنهای قجری کجا و آن شیر بیشه جنگ و میهن پرستی نادر شاه افشار کجا؟ شما را به خدا میبینید؟ یک زمان بود که از ترس نادر پطر کبیر و صغیر مملکت تزاری جسارت نمیکردند بدون اذن دخول خدمت شاه ایران برسند وقتی خبر عزم حمله شاه عباس کبیر به عثمانی تا ممالک یوروپ می رسید مثل توپ در آنجا صدا می کرد و ولولهها راه میافتاد که حالا شاه ایران میآید و ما را میشورد و میرود اما حالا این مردکه مخنس به دستیاری آن لیاخوف روسی جلاد شده، عمله جور و فساد اجانب . وا اسفا بر این ملت یتیم.
چه خوش گفته هر که گفته:
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است به چنین ملت و گور پدرش باید ...
یا حق.
« هزار دستان »
سی ویکم فروردین ماه، سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی
........................................................................
زبانمان الکن است، چه بگوییم که همهی ترسمان از این است که این کتابچهی بیخاطرهی تلخ خاطرات ما فردا دست آویز خندهی که می شود؟
همان به که گوشهی عزلت گزینیم و ورقی مکتوب ننماییم که هر چه امروز بر سرمان میرود مایه ننگ فرداست...
الاحقر.
نظرها
سر بزن خانمي!
Posted by: ياس | May 4, 2008 9:14 AM