« سفرنامه | صفحه‌ی اصلی | خیانت! »

May 11, 2008::یکشنبه 22 اردیبهشت 87

عنوان ندارد!

در وبگردی روزانه امروز گذارم به سایت حالا مهجور ارکات افتاد، صفحه اصلی سایت به مناسبت روز مادر(البته از نوع فرنگی‌اش) به این نقش آراسته شده بود، خاطرات نقاشی‌های دوران کودکی و انتظار برای پخش نقاشی‌های ارسالی در برنامه کودک برایم دوباره زنده شد، نقش آدمکهایی با چشمانی درشت که چشمهایشان گاهی از صورتشان هم بیرون می‌زد، نقاشی‌هایی که هیچ وقت بر صفحه تلویزیون ظاهر نشدند.

مطالب مرتبط

ت مثل تو، ت مثل تابستان

یا سخن دانسته گو ...

خیانت!

سفرنامه

برای تقسیم لحظه!

بر قانون خویش!

سودای تلخ!

...!

واگویه ۶

آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟

واگویه 5!

مثل من، مثل تو!

آخ اگه بارون بزنه...

واگویه ۴

فقط برای ثبت لحظه...

دستهایم که پرازخستگی است...

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4076

نظرها

chejuri miri tu orkut?
....................................................................................................
gaahi oghat khodaavand yaari mikonad v in amr mohaghagh mishavad! ISP morede estefade moshkeli ba in site nadare! albate ta in lahze!

che ajab,meske belakhare tunestam inja Comment bezaram!

چشمای درشت؟ مثل کارتونهای ژاپنی ؟؟
اخیییییی هیچوقت نقاشی هات پخش نشدن... از همون بچگی استعداد شاعری داشتی تا نقاشی :)

من که هر وقت نقاشی می کشیدم یکی صداش در می اومد که باز این بچه آدم نخستین کشیده!!!
فاجعه تا چه حد!!!D:

خونواده صبرا درک نمی کردن که صبرا داره شاهکار هاشو با کشیدن عکس خودش شروع می کنه :)

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31