« May 2008 | صفحه‌ی اصلی | July 2008 »

بايگانی: June 2008

June 7, 2008

هیچ...


 مرد کنار سنگ قبری نشسته، با سنگی روی سنگ قبر چند خط می‌کشد و دو سه ضربه به آن می‌زند، دخترک حرکات مرد را با چشم دنبال می‌کند، مرد با حسرت عمیقی می‌گوید: خوشا به حالتان که جایتان در بهشت است و بلند می‌شود.
دخترک می‌گوید: زندگی با اعتقادات آسان‌تر است...
از کنارشان عبور می‌کنم.


بی‌ربط: با دیگران  خوری می و با ما تلوتلو؟

June 20, 2008

ت مثل تو، ت مثل تابستان

حالا فقط آفتاب بی‌‌رحم تابستان است و ظهرهای بلند و کش‌دار و خمیازه‌هایی طولانی و کوچه‌های خلوت.
تابستان یعنی انتظار؛ انتظار برای خنکای نیمه شبی یا گم شدن در کوچه‌ایی.

Powered by
Movable Type 3.31