واگویه۷
زندگیمان مرده است؛ از بس که جان ندارد...
* اقتباس آزاد از فیلم مادر- زندهیاد علی حاتمی
« اهل آبادی در خواب... | صفحهی اصلی | میرم از خاطر و از یاد، میدونم... »
زندگیمان مرده است؛ از بس که جان ندارد...
* اقتباس آزاد از فیلم مادر- زندهیاد علی حاتمی
* واگویه ۹
* این روزها
* تولد
* واگویه ۸
* ت مثل تو، ت مثل تابستان
* یا سخن دانسته گو ...
* خیانت!
* عنوان ندارد!
* سفرنامه
* برای تقسیم لحظه!
* بر قانون خویش!
* سودای تلخ!
* ...!
* واگویه ۶
* آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟
* واگویه 5!
* مثل من، مثل تو!
* آخ اگه بارون بزنه...
* واگویه ۴
* فقط برای ثبت لحظه...
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4161
نظرها
جاني نمانده از بسكه زندگي مردگي ست!
Posted by: نيما شوكتيان | July 9, 2008 11:35 AM
زندگیمان مرده است
از بس که پوسیده بود ;)
Posted by: دانیال | July 10, 2008 1:00 PM
از سقف چرا میری بالا بچه؟
میفتی ها
Posted by: دانیال | July 12, 2008 12:28 AM
اقتباسی عالی یود
Posted by: بهار | July 12, 2008 3:42 AM
" زندگانی سیبی است گاز باید زد چون آش کشک خاله ت " برداشتی آزادتر از ترکیب سهراب و دیگر دوستان :)
شاد باش ای سرو خوش سودای ما :)
Posted by: Nima | July 12, 2008 1:20 PM
بر مرگ دل خوشست در این واقعه مرا/ کاب حیات در لب یاقوت فام اوست
Posted by: ميثم | July 12, 2008 5:24 PM
نرگس عزیز،
باسلام
احتراماً به استحضار میرساند نظر به ریز بینی و دقت شما لینک جناب استاد معروفی بزرگ قبلاً با بردن نشانگر موس بر روی مطالب پی نوشت قابل روئیت می باشد لذا با توجه به امر شما لینک و نام متبرک ایشان را ضمیمه خواهیم نمود شاید مورد عفو و پوزش قرار گیرد.
با تشکر - نیما .الف :)
Posted by: Nima | July 14, 2008 3:17 PM
مشکل از ماست که بر ماست،حق به تمامی با شماست. سپاس.
روز و شب بر شما خوش.
Posted by: Nima | July 14, 2008 8:27 PM
نرگس جان، عادتم نیست سخنی به کنایه و بر لبان بی صدا ادا کنم، خدا نکند که کسی از من برنجد؛ امیدوارم کلماتم دامی نشوند از دامهای شیطان. عذر مرا بپذیرد اگر محتمل شد بر کنایه گویی، نیت راست بود و صادق. شما انسان نیکو سرشتی هستید.
همواره شاد، همواره پایدار
Posted by: Nima | July 15, 2008 4:21 PM
این که زندگی من
Posted by: بی بی باران | July 17, 2008 1:20 AM