« واگویه۷ | صفحه‌ی اصلی | ?! »

July 18, 2008::جمعه 28 تیر 87

میرم از خاطر و از یاد، می‌دونم...

خبر مثل همیشه کوتاه بود: خسرو شکیبایی درگذشت.
خدایش رحمت کناد، خاطره‌ی صدای گیرایش و بازی‌ها دلنشینش به یاد خواهد ماند، ولی از فردا که کتابفروشی‌ها و کاست فروشی‌های شهر قفل مغازه بگشایند، شک نکنید که صدای شکیبایی بیشترین فروش هفته را خواهد داشت!! کافی‌ست چند هفته بعد از مرگ نادر ابراهیمی را به یاد بیاورید، کاش هنرمند را در زمان حیاتش قدر بدانیم و در صدر بنشانیم‌اش. کاش...

مرتبط: از سیل و هجوم دانلود صدایش بی بهره نمانید!! خوانش شکیبایی از اشعار سهراب

مطالب مرتبط

زنان و شوهرها

رابطه

بی.بی.سی

پارادوکس عشق

طرحی نو در اندازیم...

رسانه ملی، خواننده ملی!

پادشاه فصلها پاییز!

نظرها

صبح که خبر رو شنیدم منم همین فکر رو کردم بازیگر محبوبم نبود ولی فیلمهایی که بازی میکرد همیهشه دوست داشتم سارا بانو هامون دیوانه از قفس پرید ......

گفتا که حافظا دل سرگشته ات کجاست / در حلقه های آن خم گیسو نهاده ایم .
هامون بچه های دهه شصت رفت! خدایش بیامرزد.

باورت نمی شه فقط چند دقیقه ست که فهمیدم
یاد گرفته ام این شهر لعنتی را هربار که ترک می کنم و گاه برگشتن ناگوار خبری روزم را دگرگون کند.
خسرو شکیبایی رو دوست داشتم
زیاد

هنوزم بغض گلوم رو گرفته
عشق دوران کودکی بود
یادش گرامی

تسلیت می گم.
صدایش ماندگار است.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.34