« واگویه ۸ | صفحه‌ی اصلی | پاییز »

September 5, 2008::جمعه 15 شهریور 87

افاضات ۳

از افاضات شبانه‌ی ما در گفتگو با یک دوست:
"بهشت، همین جهنمی‌ست که در آن زیست می‌کنیم!"

مطالب مرتبط

افاضات ۲

افاضات ۱

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4287

نظرها

افاضه‌ی به‌جایی فرمودید.

ترانه های میهن تلخ ...

دارم به این واژه فکر می کنم که آیا می شود گفت:
جهنم همین بهشتی است که در آن زندگی می کنیم؟
چوووووووووووووم! انگار میشه!
چی میگین؟ نمیشه!
اونم نظریست خب
....................................................................................................
البته نظر شما هم می تونه درست باشه، چرا که نه؟ ولی عجالتا:
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

به سکوت سرد زمان.

به به نرگس خانوم گل.دلم تنگ شده بود بابا :)
جالب اینجاست که جهنم هم همین جهنمی است که در آن زیست می کنیم.پس واقعا درستش اینه که هر غلطی که دلمون می خواد بکنیم ;)

دوستات بیشتر از خودت حالیشونه ها ... :D
....................................................................................................
البته این جمله از جملات قصار خودمان بود!

سلام و درود.

گويند كسان بهشت با حور خوش است.
من مي‌گويم كه آب انگور خوش است.

اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار.
كآواز دهل، شنيدن از دور خوش است.

بهشت و جهنم، همين دنيايي است كه در آن مي‌زييم.
ولي هميشه اين عبارت را با خودم زمزمه مي‌كنم كه:
see you in hell one day
see you in hell far away
علاقه خاصي دارم كه مردم را در جهنم زيارت كنم!!
.....................................................................................................
بهشت و جهنم همین جاست، الان هم داری مردمان را زیارت می کنی
see the world again...

سلام
و شايد بايد گفت جهنم! همين بهشتي است كه ما براي خود ساخته ايم!
----------------------
ارغوان
با مقاله
.:: مرگ خدا ::.
به روز شد

مارا از قصارات جدید خود محروم نفرمایید جناب شازده مکتوب الدوله :)

سلام نرگس خانوم از وبلاگ جناب علیرضا خان معتمدی کاشف به عمل آمد که همشهری هستین

خوشوقتیم
به ما هم سری بزنید خوشحال می شیم

و بي گمان بهشت و جنهم مخلوق ماست..
--------------------
.:: سودای محال ::.
در نیوشای خرد.

آنک گمان می کنیم درون بحثی فلسفی گرفتار شده اید که نوشتن را نیز خوش نمی دانید!
.....................................................................................................
خیر، گرفتار درد بودن خودمانیم که علاجش نیست

بهشت همین جهنمی ست که نیست که نیست که نیست!

به روزم ها

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31