وقتی از عشق حرف میزنیم
زن: من وقتی عاشقم خیلی زجر میکشم.
مرد: تا حالا خیلی زجر کشیدی؟
زن: نه...
خرده جنایتهای زن وشوهری- اريك امانوئل شميت
« پاییز | صفحهی اصلی | تولد »
زن: من وقتی عاشقم خیلی زجر میکشم.
مرد: تا حالا خیلی زجر کشیدی؟
زن: نه...
خرده جنایتهای زن وشوهری- اريك امانوئل شميت
* یادداشتهای یک رسوایی
* ...
* و این منم...زنی تنها...
* اگر تخم مرغها بشکند؟!!
* Dancer in the dark
* به روایت دوست!
* خودشناسی در آینه مناسبات با دیگری
* آن جای بهتر!
* ما انسانها!
* يکشنبه
* عشق سگی
* پاسخی برای یک سوال
* ...
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4373
نظرها
وقتی از عشق حرف می زنیم از زنانی حرف می زنیم که زجر می کشند اما نه "خیلی" حالا به اون صورت!
.....................................................................................................
البته عنوان پست نام مجموعه داستانهای کوتاهی از ریموند کارور است
Posted by: عیسا | October 5, 2008 9:30 PM
من راستش خوشم نیومد از تئاترش امروز هم تمام آمادگا رو گشتم ولی کتابش نبود
.....................................................................................................
اخوشت نیومد اما دنبال نمایشنامه اش بودی؟
Posted by: بی بی باران | October 6, 2008 12:07 AM
سلام
خوشحالم همچنان می نویسید
در حقیقت بر حسب تصادف ادرس اینجا رو پیدا کردم!!!
ادرس شما رو گم کرده بودم!
.....................................................................................................
اما خودم از اینکه هنوز می نویسم حس خوبی ندارم! ممنون که به اینجا می آیید
Posted by: کدوم راه | October 6, 2008 12:58 AM
شاید هم توی دوختن این دو کلمهی عشق و زجر به هم زیادی اغراق کردند!
Posted by: آگالیلیان | October 6, 2008 1:23 AM
پنجره اتاق را تا این ساعت باز نکرده ام، اتاق پر از بوی سیگار است، بوی سیگار بهمن فقیران. حالا باید بنویسم. می نویسم: خرابِ خوابِ تو می روم از گریه های بلند. پس عشق کو، عاشقی کو، معشوق کو ... !؟ صدا، صدای تیشه می آید از عصر آینه کُشان، اما نه فرهادی به کوه و نه شیرینی به ماوا. یک عده مشغول شکستن حرمت عشق اند. حرمت عشق ...
Posted by: Nima.A | October 6, 2008 4:33 PM
ولی چه طنز سنگین و نیش داریست/
این بار بیشتر دلم را لرزاند.
Posted by: Nima.A | October 7, 2008 1:13 AM
اين مردان كه عاشق مي شن!
---------------------
.:: راز شهرت ::.
كارل پوپر در ايران!
در نيوشاي خرد.
Posted by: ارغوان | October 7, 2008 1:47 PM
zajre asheghiyat ham bekesh bekeshi dare haaaa
Posted by: danial | October 7, 2008 8:46 PM
تا دير نشده - به سبك و سياق وبلاگي - تبريك تولد و همين !
.....................................................................................................
ممنون، به پیشواز رفتین؟
Posted by: فردوس | October 9, 2008 3:27 PM
نه بابا منظورم از نوع تئاتر خیلی تصنعی و مسخره بود وگرنه موضوع عالی بود
......................................................................................................
:)
Posted by: بی بی باران | October 12, 2008 12:05 AM
خیلی .....
Posted by: هنر دلتنگی | October 16, 2008 3:57 AM