« این روزها | صفحه‌ی اصلی | یادداشتهای یک رسوایی »

November 10, 2008::دوشنبه 20 آبان 87

پارادوکس عشق

قدرت یک ذهن خسته آنقدر نیست که به طور کامل به پردازش داده های اطرافش بپردازد، از زبان دیگران شنیدن در این مواقع بهترین شیوه برای رسیدن به پاسخ است، برای یادآوری به خودم:
"خودشناسی در آینه مناسبات با دیگری"

عشق یعنی "نزدیک شدن" و احترام یعنی "حفظ فاصله".  رابطه انسانی اخلاقاً سالم رابطه ای است که توأم با عشق و احترام است. یعنی فرد در عین آنکه به شوق نزدیک شدن به محبوب پاسخ مثبت می دهد، اما باید هنر حفظ فاصله را هم بداند و پاره ای حریمها را درنوردد.  در واقع یکی از مهمترین راههای نزدیک شدن به دیگری این است که فاصله هایی را با او رعایت کنیم.  و این صورت دیگری از "پارادوکس عشق یا محرمیت" است.  تو فقط وقتی می توانی با محبوبت به معنای واقعی نزدیکتر شوی که هنر رعایت فاصله با او را بدانی.  در واقع تو در هر رابطه ای باید بکوشی نقطه تعادل میان عشق و احترام را که متناسب با آن رابطه خاص است کشف کنی.  هنر "رابطه ورزی" هنر کشف آن نقطه تعادل طلایی است.

قسمتهایی از مقاله"پیوند عشق"
- اگر «من» هر فرد را به صورت یک دایره فرض کنیم، در آن صورت می توانیم " ما" را به صورت دو دایره ی متقاطع تصور کنیم که خطوط میان آن دو، از جایی که دایره ها بهم رسیده اند پاک شده است...

- چرا ما باید تعهدی را به یک فرد بسپاریم و از تمام کسانی که با آنها سر و سر داریم چشم بپوشیم؟...
وقتی همیشه با فرد خاصی کالای معینی دارد داد و ستد می کنیم رفته رفته مهارتهای خاصی را در خود می پروری که به کار معامله ات با آن فرد خاص می آید و البته کسب این مهارتها کار درست و سنجیده ایست. این مهارت خاص کما بیش به تو اطمینان می دهد که داد و ستدت با آن فرد خاص ادامه خواهد یافت، برای آنکه اگر شما دو نفر بخواهید سرمایه ای را که بر روی این رابطه گذاشته اید با فرد سومی معامله کنید خواهید دید که از ارزش آن بسیار کاسته خواهد شد به علاوه تو خود را چنان تغییر می دهی که با توقعات و ویژگیهای طرف مقابلت متناسب شوی و به این ترتیب بتوانی با آن بهتر معامله کنی...و البته توقع داری که طرف تو هم متقابلا تضمین کند و متعهد شود که معامله اش با تو ادامه خواهد داد. البته این درست است که طرف تو  نیز برای آنکه بتواند با تو  معامله کند لاجرم مهارتهای خاصی در خود پرورانده است. اما تضمین باید چیزی بیشتر از این باشد...

مطالب مرتبط

میرم از خاطر و از یاد، می‌دونم...

طرحی نو در اندازیم...

رسانه ملی، خواننده ملی!

پادشاه فصلها پاییز!

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4536

نظرها

salam
thats realy correct.

از اون مقاله واقعاً استفاده کردم. ممنون!

" عاشقها آدمهای متوسطی هستند! فقط با تعریف از همدیگر بزرگ می شوند"(؟)

نوشته گیرایی بود.
موفق باشید :)
...................................................................................................
تعریف جالبی بود

« هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب، کلی پاک شد»
(مولانا)
شاد باشید%

واسه پست جدیدت هرکار کردم نتونستم کامنت بذارم...از دست این بلاگ تو

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.31